هرگز در زندگی اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه
دوست دارم اشک باشم نشینم گوشه چشمت تا اگر افتادم بر زمین ببوسم خاک پایت
هر وقت که دلم برات تنگ میشه میرم پشت ابرا زار زار گریه می کنمپس بدون هر وقت بارون میاد یعنی دلم برات تنگ شده
شاید کسی که با او خندیده ای را فراموش کنی اما کسی که با اوگریه کرده ای را هرگز
چه زيبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذيرفتي!
چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه کودکانه ! همه چيزم شدي ! چه زود !
به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي ! چه ناجوانمردانه !
نيازمندت شدم ! چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد!
چه بيرحمانه! من سوختم !............ولي هنوز هم دوستت دارم
چه میشد با تو میبودم شب و روز
چه میشد یار دلخواه تو بودم
چه میشد ای بهار عاشقی ها
تو با من باشیو من ماه تو باشم
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني
عشق در حيطه فهميدن ما نيست بيا بر گرديم آسمان پاسخ پرسيدن ما نيست بيا بر گرديم گريه هامان چه قدر تلخ ببين رنگ ترحم دارد تا زمين دشمن خنديدن ما نيست بيا بر گرديم
چه ميهمانان بي دردسري هستند عاشقان نه به دستي ظرفي را چرک ميکنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندکي سکوت
عشق واقعي تنهايي را به يگانگي مبدل مي سازد . اگر ديگري را دوست ميداري ، اگر مي خواهي ياريش كني ، كمك كن تا يگانه شود . نه نبايد او را اشباع كني .تلاش نكن با حضور خود بگونه اي او را كامل كني . ديگري را كمك كن تا يگانه شود . چنان سيراب از وجود خود كه نيازي به حضورتو نباشد
وقتي اشكهايم بر روي زمين ريخت تو هرگز نديدي كه چگونه مي گريم . تو دلم را با بي كسي تنها گذاشتي و چشمانم را به انتظار نگاهت گريان گذاشتي
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درمانش را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناس
|
+| نوشته شده توسط نوید در چهارشنبه دهم بهمن 1386 | موضوع: |